|
صبح
|
||
|
روزنامه دانشجویی دانشگاه تهران |
ارزیابی دو تن از فعالان دانشجویی از سخنان اخیر رئیس دانشگاه تهران
ادامهی طبیعی پیشنهادهای دکتر رهبر:
تشکیل دادگاه صحرایی در دانشگاه
اشاره: در پی برگزاری نشست دو هفته پیش هیات رئیسهی دانشگاه با دانشجویان و پیشنهادها و دیدگاههای عرضهشده از جانب رئیس دانشگاه، دکتر رهبر، در این نشست، روز گذشته به انعکاس دیدگاه دو تن از فعالان دانشجویی دانشکده در خصوص سخنان ایشان پرداختیم. امروز نیز دیدگاه دو تن دیگر از فعالان دانشجویی دانشکده را در خصوص پیشنهادهای دکتر رهبر مرور خواهیم کرد. گفتنی است، علیرغم مخالفت مدیر امور فرهنگی وزارت علوم با طرح دکتر رهبر مبنی بر تهیهی یونیفورم واحد برای دانشجویان و توصیف این طرح به عنوان طرحی برخاسته از یک نگاه غیرعلمی، دکتر رهبر روز پنجشنبهی گذشته با اتخاذ مواضعی تندتر، اظهار داشت: «كسي كه با لباس ميهماني به دانشگاه ميآيد اصلا نبايد به دانشگاه راه داده شود!»*
پیام گیتهای امنیتی برای مردم: دانشگاه تافته جدا بافته از مردم است
دكتر رهبر جايگاه خود به عنوان رئيس دانشگاه مادر كشور را درك نكرده است
مجتبی بیات، از اعضای اسبق شورای مرکزی انجمن اسلامی و دفتر تحکیم وحدت در پاسخ به پرسش صبح مبنی بر اینکه آیا برگزاری چنین نشستی اطلاع داشته و آیا اطلاعرسانی ضعیف از جانب مدیریت را امری اتفاقی یا عمدی ارزیابی میکنید، اظهار داشت: «من هم مثل شما و خيلي از دانشجوهاي ديگر خبري از اين برنامه نداشتم. اطلاعرساني به صورت كاناليزه صورت گرفته. فكر ميكنم اين مورد واقعاَ به سابقه امنيتي آقاي دكتر رهبر برميگردد! آقاي رئيس خودشان در همين برنامه اذعان كردهاند كه "در وزارت اطلاعات ياد گرفتهام كه از خود و اطرافيانم چگونه دفاع كنم." آقاي رئيس با دعوت نكردن بسياري از سلايق به آن جلسه از خود و همكارانش دفاع كرده است. اما نميشود به ايشان خرده نگرفت كه چرا شرايط را براي حضور همه سلايق فراهم نكردهاي؟ نميشود از ايشان نپرسيد كه چرا نمايندگان همه نشريات دانشجويي كه در واقع منعكسكننده افكار عمومي دانشگاهاند در آن جلسه حضور نداشتهاند؟ فكر ميكنم آقاي رهبر و تيم مديريتيشان براي روشن شدن افكار عمومي بايد به اين گلايهها توجه كنند».
این فعال دانشجویی در پاسخ به سوال صبح در خصوص گیتهای امنیتی نصبشده در دانشگاه و اینکه آیا این اقدام را مطابق منافع دانشجویان میدانید یا خیر، گفت: «بايد كمي متفاوت به مسئله گيتها نگاه كرد. ميگويند كه گيتها كاركرد حفاظتي دارند و نه لزوماَ امنيتي. اما بايد ديد كه از چه چيزي قرار است حفاظت شود؟ از امكانات دانشگاه؟ فكر نميكنم! چون همهكس كه براي استفاده از امكانات كتابخانهاي، آزمايشگاهي، و ... به دانشگاه رجوع نميكنند. معمولاَ كساني از امكانات دانشگاه استفاده ميكنند كه نياز و يا دغدغه علمي دارند. اگر ادعاي مسئولان دانشگاه تهران اين است كه امكانات دانشگاه فقط براي اعضاي اين دانشگاه است، در اشتباهاند. پس اصل توجه به مراودات علمي بيندانشگاهي چه میشود؟ چطور از اين سر دنيا به بستن يک قرارداد نيمچه علمي با فلان دانشگاه آن سر دنيا افتخار ميكنيم؟ اما ميخواهيم دور خودمان حصار بكشيم و بگویيم اينجا دانشگاه تهران است و هيچ كس غير خودمان نبايد بيايد و از امكانات ما استفاده كند؟ كمك به توسعه علمي كشور در گرو فراهم كردن زمينه مراودات بين دانشگاهی است. اين مراودات نبايد لزوماَ توسط اساتيد صورت بگيرد. با نصب و بهرهبرداري از گيتها عملاَ در برابر اختلاط و گفتگوي علمي دانشگاه تهران با ساير دانشگاهها مانع ايجاد ميشود. من معتقدم بايد درهاي دانشگاه را به روي تمام محققان اعم از رسمي و غيررسمي گشود. همچنين بايد توجه كنيم كه گيتها پيام خوبي را از ناحيه دانشگاه تهران به جامعه و مردم هم منتقل نميكند. با وجود گيتها مردم بين خود و دانشگاه احساس جدايي خواهند كرد. در صورتي كه دانشگاهيان بايد شرايطي را فراهم كنند كه مردم احساس كنند بين آنها و دانشگاهيان و علمشان شكافي نيست. متاسفانه پيام مسئولان دانشگاه مادر كشور و گيتهايشان به مردم اين است: دانشگاه تافته جدا بافته از مردم است. اگر مسئولين دانشگاه به دنبال حفاظت ار امكانات دانشگاه هستند بايد شيوهاي ديگر براي اين امر بيانديشند.
اما در مورد خوابگاه قضيه كمي متفاوت است. به نظر من اگر كنترل محسوس ورود و خروج به دانشگاه اشتباه است، به عكس كنترل محسوس ورود و خروج به محل سكونت دانشجويان يعني كوي درست است. اما باز هم نه با استفاده از گيتها. چون به نظر ميرسد بين دانشجويان ساكن كوي و مسئولان كوي دانشگاه روابط حسنهاي وجود ندارد. به عبارت ديگر اعتماد متقابلي بين دانشجويان و مسئولان كوي وجود ندارد. به عنوان مثال مسئولان در سنوات گذشته همواره در صدد بودهاند كه در حركتهاي اعتراضي دانشجويان اعمال نفوذ كنند. آنها همواره نگاهي امنيتي به تجمعات اعتراضي صنفي برگزارشده در كوي داشتهاند. يعني به جاي اينكه با دانشجويان همنوايي كنند در پي سركوب اعتراضها بودهاند. به حكمهاي كميته انضباطي كه در سالهاي گذشته به استناد گزارشات رسيده از كوي صادر شدهاند توجه كنيد. مثل حكمهاي زيادي كه براي دانشجويان معترض كوي در تابستان 1385 صادر شد. در نتيجه اين اقدامات دانشجويان هم متقابلاَ به مسئولين كوي اعتماد ندارند. مثلاَ بارها از زبان خوابگاهنشينان شنيدهام كه يكي از عوامل سركوب بهار 1382 امروز همهكاره كوي شده است. دانشجوها به كنايه ميگويند كه فلاني دستمزد اقدامات خود در سال 1382 را به طور كامل در دولت جديد و در سيستم مديريتي كوي دانشگاه دريافت كرده است. فكر ميكنم اگر مسئولان مي خواهند مدافع مال و حيثيت دانشجويان ساكن كوي باشند ابتدا بايد با اقدامات خود اعتماد آنها را جلب كنند. نه اينكه با نصب و بهرهبرداري از گيتها به بياعتماديها دامن بزنند.
مجتبی بیات در پاسخ به سوال پایانی صبح در خصوص پیشنهادهای دکتر رهبر مبنی بر تهیهی یونیفورم واحد برای دانشجویان و تشکیل دولت و مجلس دانشجویی، اظهار داشت: «تصور من اين است كه دكتر رهبر جايگاه اصلي خود به عنوان رئيس دانشگاه مادر كشور را درك نكرده است؛ وگرنه مسئله پوشش دانشجويان براي ايشان دغدغه نميشد. طرح يونيفورم و احتمالاَ عملي كردن آن به همان آفتي دامن ميزند كه گيتها در قضيه رابطه جامعه با دانشگاه ايجاد ميكنند. به عبارت ديگر گويي تفكري بر دانشگاه تهران حاكم شده است كه مي خواهد دانشگاه را تافته جدا بافته از جامعه بداند. آقاي رهبر بهتر است همّ و غم خود را صرف اينگونه مسائل نكند و به چگونگي كمكرساني دانشگاه تهران به توسعه علمي كشور بيانديشد، تا كماكان فرضمان بر اين باشد كه ايشان مدير زيركي است! در مورد مجلس و دولت دانشجويي هم ايشان به بيراهه مي روند. به نظر من اين طرح ادامه طرح مشاوران جوان هيات دولت است. همه ديديم كه چگونه وابستگان شخص رئيس جمهور و اعضاي ستادهاي تبليغاتي ايشان شدند مشاور جوان. و در نهايت نيز اعلام كردند كه طرحشان شكست خورده است. اگر دغدغه اين را دارند كه دانشجو بايد نقاد دولت باشد، خوب بجاي اينكه بيايند و از بالا و به صورت فرمايشي نزديكان و همفكران خود را براي روز مبادا در مجلس دانشجويي و دولت دانشجويي سازماندهي كنند، بيايند فضاي امني را براي همه دانشجويان ايجاد كنند تا همه گرايشها و سلايق بتوانند نقد خود را بگويند».

گیت های امنیتی: دستاورد مدرنیته در خدمت افکار محافظهکارانه و توتالیتاریستی
امیدوارم آقای رهبر در ادامه تصمیماتش پیشنهاد دادگاه صحرایی را در دانشگاه ندهد
هیوا مجیدزاده، عضو تحریریهی نشریهی دانشجویی نوروز، در پاسخ به سوال صبح در خصوص شیوهی اطلاعرسانی این نشست و عمدی یا غیرعمدی بودن ضعف اطلاعرسانی اظهار داشت: «از لحاظ اطلاعرسانی، این نشست کاملا ضعیف بود ، و با توجه به روند مراسمهایی که در این سه سال اخیر دیدهایم که در آنها یکی از مسئولان دولت نهم ، "چه دانشگاهی و چه غیر دانشگاهی" ، دعوت بودهاند این امر نمایان است که این ضعف تعمدی بوده است ، چون در مراسمهای قبلی هم هر وقت مسئولی دعوت بوده است که باید پاسخگو بوده باشد، یا سالن مراسم را پر از نیروهای دانشجویی طیف حامی خود کردهاند یا کمترین اطلاع رسانی در مورد برگزاری آن انجام دادهاند ، و این ناشی از تجربه اوایل روی کار آمدن این دولت و حضور آقای احمدی نژاد در دانشگاه صنعتی امیرکبیر است؛ پس این مسئله تازهای در بین مسئولان این دولت نیست».
این عضو اسبق شورای مرکزی انجمن اسلامی در پاسخ به پرسش صبح در خصوص نصب گیتهای امنیتی در دانشگاه و کوی و ارزیابیاش از اینکه ایا این اقدام مطابق منافع دانشجویان هست یا نه، دیدگاه خود را اینگونه تشریح کرد: «اینکه آقای رهبر نصب گیتها را در راستای منافع دانشجویان توصیف کند سخن عجیبی نیست، چون مسئولان این دولت در سطحهای بالاتر و کلانتر هم اعمال و تصمیمات خودخواهانه و خودخواستهشان را به منافع ملت و خواستهی عمومی آنان ربط میدهند و نشان دادهاند که گوششان به سخنان کارشناسان بدهکار نیست. ولی آقای رهبر بهتر است بداند که شاید در حوزه تصمیمات ملی ، ملت را توان اعتراض به این تصمیمات دیکته شدهی آنان نباشد ولی در حوزه دانشگاهی، دانشجو همیشه نشان داده است که چه امری خواستهی اوست و چه امری نیست و در برابر دیکته خاموش ننشسته است. و اما در مورد مقوله ورود افراد غیر مجاز هم باید بگویم، مگر تا الان نگهبانان مقابل درهای کوی دانشگاه با چک کردن افراد به داشتن کارت سکونت خوابگاه عمل جلوگیری از ورود افراد غیر مجاز را انجام نمیدادند؟ ولی در اینجا مسئله آشکار و کارکرد اصلی نسب گیتها این است که ورود و خروج و جزیئات رفت و آمد دانشجویان در حافظه اطلاعاتی حراست خوابگاه توسط کامپیوتر ثبت شود و دایره نظارت بیشتر شود ، اینجاست که دستاورد مدرنیته در خدمت افکار محافظهکارانه و توتالیتاریستی در میآید و شکل لویاتانی پیدا میکند».
این فعال دانشجویی در پاسخ به سوال سوم صبح در خصوص پیشنهادهای دکتر رهبر مبنی بر تشکیل دولت و مجلس دانشجویی و تهیهی لباس متحدالشکل برای دانشجویان اظهار داشت: «مسئله اینست که مسئولان این دولت همیشه خواستهاند با تصمیمات و افکار غیرمعمول و غیرواقعبینانه هم در فضای داخلی و هم در فضای خارج از کشور جلب توجه کنند و به همین دلیل است که شخصی هم که در راس این سیستم دولتی قرار دارد از طرف افکار عمومی "پدیده" نام گرفته است ، فرهاد رهبر هم میتواند اولین پدیده در حوزه دانشگاهی از طرف این سیستم باشد. پیشنهاد یونیفرم واحد از طرف آقای رهبر مشخص میکند که بنمایه افکار این شخص برخاسته از فرهنگ ژنرالیسمی است. پیشنهاد من این است که ایشان با این تفکر، ریاست یک مدرسهی ابتدایی را به عهده بگیرد.
نکتهی دیگری که باید به آقای فرهاد رهبر متذکر شد اینست که به جای هزینههای میلیارد تومانی برای نصب گیتها و ایجاد عدم امنیت روانی برای دانشجویان، بودجهی دانشگاه را خرج ارتقای علمی و فراهم آوردن امکانات آن برای استادان و دانشجویان کند که در مجامع داخلی و بین المللی دانشگاه تهران بتواند اعتبار بیشتری کسب کند. امیدوارم که آقای رهبر در ادامه تصمیماتش پیشنهاد دادگاه صحرایی را در دانشگاه ندهد».
* روز گذشته یکی از خوانندگان در کامنتی که برای تیتر یک نشریه در وبلاگ صبح گذاشته بود به درستی به این مساله اشاره نموده بود که «هدف و سیاست اصلی از طرح مسائلی نظیر یونیفورم واحد و دولت و مجلس دانشجویی، بیشتر به راه انداختن بحث سر موضوعات بی مورد و بیاساس هست تا صرفا دنبال کردن و اجرایی کردن خود موضوع». ضمن پذیرش این مساله که چه بسا هدف از طرح این مسائل دور کردن ذهن دانشجویان از مسائل اصلی دانشگاه است، اما در عینحال این ملاحظات نباید منجر به بیتوجهی و عدم واکنش به طرحهای سطحیای از این دست گردد. ضروری است که به مدیریت دانشگاه تذکر داده شود که نسبت به طرح این گونه مسائل نیز در بین دانشجویان حساسیت وجود دارد؛ چه رسد به اجرایی کردن انها.
(منتشر شده در نشریه ی صبح - شمارهی 85-یکشنبه 19 آبان ماه 1387)
|
|