تبليغاتX
صبح - شاگردان مصباح در دانشکده ما چه مي‌خواهند؟
 
صبح
 
 
روزنامه دانشجویی دانشگاه تهران
 

سپيده اميرکافي

 

اسلامي کردن دانشگاه، پروژه اي است که بعد از رييس جمهورشدن احمدي نژاد در ايران دوباره کليد خورد. بحثي که مدتهاست از سوي روحانيون و وزير علوم به شدت مطرح مي شود. پروژه اي که شايد هيچ کدام از ما تا به امروز آن را جدي نگرفته باشيم و در کمال بي توجهي از کنار آن گذشته باشيم و آن را مثل بقيه مسائل، عادي و قابل پذيرش فرض کرده باشيم. پروژه اي که گاهي اوقات خود ما آن را توهم و ساخته ذهن خوانده ايم، اما به نظرم ديگر اين مساله نه توهم و نه ساخته ذهن، بلکه مساله اي است که در عالم واقع در حال اجرا شدن است و متاسفانه همراهي تعدادي از اساتيد دانشکده را نيز با خود دارد.

با روندي که پروژه اسلامي کردن دانشگاهها به پيش مي رفت، از ديدارهاي وزير علوم با مصباح يزدي تا تشکيل کميته اسلامي کردن دانشگاه در وزارت علوم و تغيير دروس ، انتظار بازشدن پاي ياران و شاگردان مصباح يزدي  به دانشگاه به ويژه دانشکده علوم اجتماعي را داشتيم. اتفاقي که روز شنبه در دانشکده و در مرکز مطالعات و تحقيقات اجتماعي افتاد. روز شنبه تعدادي از طلاب موسسه امام خميني (موسسه مصباح يزدي) به منظور بازديد از مرکز مطالعات و تحقيقات اجتماعي به دانشکده آمدند و ديداري را با تعدادي از اساتيد دانشکده داشتند. آنها در اين ديدار خواستار ارتباط و گفتگوي هرچه بيشتر دانشگاه و حوزه بودند.

شايد در بدو امر گفتگو بين حوزه و دانشگاه چهره اي زيبا داشته باشد اما بايد توجه داشت که آيا اين ادعا شرايط يک گفتگوي سالم و مفيد را دارد يا نه. به نظر من هنگامي مي توان به يک کنش عنوان گفتگو را داد که موضوع مشترکي براي اين گفتگو وجود داشته باشد و طرفين هم در موضعي برابر باشند حال آنکه شرايط بين حوزه و دانشگاه چنين چيزي را نشان نمي دهد. از يک طرف دانشگاه زير شديدترين فشارها و اتهامها قرار گرفته که تبلور عيني آن را مي شود در حذف و تصفيه اساتيد و دانشجويان ديد، در حالي که جريان مدعي حوزه هيچ يک از اين تضييقات را ندارد و از طرف ديگر موضوعي که قرار است مورد گفتگو باشد ادعايي است که يک طرف نسبت به ديگري دارد نه يک دغدغه مشترک.

در شرايط فعلي و با کليد خوردن پروژه اسلامي کردن دانشگاهها در وزارت علوم، اين ارتباط و گفتگو که مد نظر شاگردان مصباح است را تنها مي توان در چارچوب همان پروژه تعريف کرد. پروژه اي که کاملا مشخص، سياستگزاري شده و در حال اجرا است. پروژه اي که قدرت سياسي حمايتش مي کند. در اين ميان ياران و شاگردان مصباح نيز با توجه به اين پشتوانه و سياستگزاري و اجرايي کردن پروژه است که قدم به دانشگاه گذاشته اند و خواهان ارتباط و گفتگوي روحانيون و طلاب با دانشگاهيان هستند. با در نظر گرفتن اين مسائل، اين گونه ارتباط و گفتگو بين حوزه و دانشگاه به نظر من چيزي جز به صدا در آمدن زنگ خطر براي علوم اجتماعي نيست. پروژه اي که حمايت سياسي و مذهبي را با خود دارد و در حال اجرا شدن است، جريان شديد آبي است که ناگزير هرکسي را که وارد آن مي شود با خود همسو مي کند. دخالت در پروژه در حال اجراي اسلامي کردن دانشگاه و ايجاد ارتباط و گفتگو با اجراکنندگان پروژه نيز نتيجه اي جز غرق شدن در همان جريان ندارد.

اگر مذاکره و رفت و آمد طلاب موسسه امام خميني به دانشکده ادامه ادامه پيدا کند، نشان دهنده دو چيز بيشتر نيست:

يا اينکه اساتيدمان خود خواهان اجراي اين پروژه و روند در دانشکده هستند و يا اينکه تحت فشارهاي بيروني نسبت به اين مساله هيچ گونه واکنشي نشان نمي دهند و سکوت اختيار کرده اند که در هر حالت اين مساله باعث زير سوال رفتن هويت علوم اجتماعي مي شود.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 20:45  توسط صبح  | 
 
  بالا