|
صبح
|
||
|
روزنامه دانشجویی دانشگاه تهران |
علي ناصري
1. به قاب رنگي تلويزيون با تمام خستگيام نگاه ميکنم و لبخند پيرمرد 67 ساله اسکاتلندي به من ميفهمانَد که 8 ماه تلاش به پايان رسيده است.
2. شايد بايد کل ماجراي فينال جام باشگاههاي اروپا را در صحنههاي آخر بازي ديد. آنجا که فرگوسن به همراه شاگردانش جشن قهرماني ميگرفتند و آورام گرانت غمگين و تنها به دور از شاگردانش بعد از گرفتن مدال به پائين آمد. اين حکايت مردي بود که شاگردان و طرفداران تيمش او ر ا هرگز به عنوان يک سرمربي قبول نداشتند و کمي آن طرفتر حکايت مردي ديگر که حتي در پنجمين ضربه پنالتي چلسي هم خود را بازنده نميدانست...
علی ناصری
1. ساعت رو نگاه مي کنم. 23:15 دقيقه است. امروز؟ امروز سهشنبه است. دهمين شب مهماني رسماً در حال آغاز شدن است.
2. باور کن اين اولين بار نيست که به اين مهماني آمدهام...
سید محمد باقر ثامنی راد
سال 86 گذشت... با تمام اتفاق های خوشایند و ناخوشایندش. یکی از دوستانم، نظرسنجی اینترنتی ترتیب داده بود و خواسته بود تا خوانندگان وبلاگش، شیرین ترین و تلخ ترین اتفاق سال را برگزینند.
تحلیل نظرات برای من به عنوان یک علاقه مند به ورزش و دانشجوی جامعه شناسی، بسیار جذاب بود! به چند نکته از آنها اشاره می کنم:
1. بیشتر نظردهندگان، هر دو مورد انتخابی را از حوزهی "ورزش فوتبال" برگزیده بودند.
2. انتخابها اکثراً از بین وقایع دو ماه آخر –بلکه روزهای آخر سال- بود. همان مسألهی قدیمی حافظهی تاریخی! چرا که به نظرم نیمه اول سال، حادثهخیزتر بود.
3. به مواردی که نیاز به نگاهی عمیقتر و ساختاری داشت، اشاره نشده بود و وقایع روزمره در کانون توجهات بود.
***
در صورتی که به نظر من تلخترین اتفاق، نداشتن برنامهی مناسب برای کسب سهمیهی المپیک پکن و عدم آمادهسازی تیمهای مختلف بود. اتفاقی که هم اکنون، رویِ ناراحتکننده اش را به ما نشان میدهد. برای مثال، در ورزشهایی مثل کشتی و وزنهبرداری –که بیشترین شانسهای کسب مدال ما در المپیکهای قبلی بوده اند- هنوز نتوانسته ایم مجوز فرستادن تیمی کامل را در اختیار داشتهباشیم.
هنوز نمیدانم چقدر باید منتظر بود تا بتوان یک برنامهریزی بلندمدت داشت و از آن مهمتر، آن را اجرا کرد... گرچه، احتمالاً شما با من همداستانید که این نگاه کلاننگر و ارادهی اجرای تصمیمات، در دیگر عرصههای مدیریتی نیز وجود ندارد.
***
و اما اتفاق خوشایند سال 86 از دید نگارنده، نتیجه گرفتن تیمهایی است که از مربیان خارجی استفاده میکردند. به راستی در بسیاری از ورزشها –از جمله فوتبال- هنوز نتوانسته ایم مربیانی در حدّ استاندارد بین المللی داشته باشیم. با این وجود، اصرار فراوان متصدّیان ورزش کشور بر بومیسازیِ مربیان، کماکان، به شدت ادامه دارد و سببساز روندی است که موجب بروز پیشامدهای تلخی در آینده خواهد شد.
***
و اما جذابترین رخداد، مربوط میشود به پشت پردهی کمیتهی انتفالی فدراسیون فوتبال که به خوبی در برنامهی نود برملا شد. به تعبیر یکی از ورزشی نویسان، در ده سال اخیر، مناظرهای به این جذابیت از تلویزیون پخش نشده بود.... این گفت و گو به خوبی نشان داد که چگونه سیاست در ایران، چگونه در اعماق همهی پدیدهها ریشه دوانده است. (جالب آنکه پخش مجدد آن برنامه در شبکه جام جم با سانسور فراوان همراه بود!)
***
نمی خواهم از سال 87 ناامیدتان کنم. بالاخره ورزشکارانی هستند که زحمتهای فراوانی کشیده اند تا خود را برای مسابقات آماده کنند. حتی نباید تلاشهای بسیاری از دستاندرکاران امر ورزش را نادیده گرفت. اما مادامی که چرخ ورزش بخواهد به همین منوالِ پوپولیستیاش بچرخد و سیاستگذاری ورزشی بخواهد باری به هر جهت باشد، نمی توان توقع معجزه داشت. آرزوی ما ارتقای ورزش کشور است... به شرط آنکه برخی تصمیمگیران کفایت خود را نشان دهند و به نظرات کارشناسی ارج بهتری بگذارند...
|
|