|
صبح
|
||
|
روزنامه دانشجویی دانشگاه تهران |
دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران: خارج از مدار تصميمگيري و برنامهريزي
دانشگاه علامه به تعبير مقام معظم رهبري، دانشگاه مادر کشور در علوم انساني محسوب ميشود
سپيده اميرکافي
اسلامي کردن دانشگاه، پروژه اي است که بعد از رييس جمهورشدن احمدي نژاد در ايران دوباره کليد خورد. بحثي که مدتهاست از سوي روحانيون و وزير علوم به شدت مطرح مي شود. پروژه اي که شايد هيچ کدام از ما تا به امروز آن را جدي نگرفته باشيم و در کمال بي توجهي از کنار آن گذشته باشيم و آن را مثل بقيه مسائل، عادي و قابل پذيرش فرض کرده باشيم. پروژه اي که گاهي اوقات خود ما آن را توهم و ساخته ذهن خوانده ايم، اما به نظرم ديگر اين مساله نه توهم و نه ساخته ذهن، بلکه مساله اي است که در عالم واقع در حال اجرا شدن است و متاسفانه همراهي تعدادي از اساتيد دانشکده را نيز با خود دارد...
ديگر چيزي نمانده. چند وقتي مي شود که مي نويسم. اين جا. در همين ستون که مثل بچه برايش اسم گذاشتم. گفتم مي خواهم از آن چيزهايي بگويم که آنقدر معمولي اند که ديگر ديده نمي شوند. رفته اند زير پوست شهر و پنهان شده اند. چيز خاصي هم نبود از قضا. به اشتراک گذاشتن تجربياتي بود که همه مان هم از سر گذرانديم. تجربه هاي روزانه است. تجربه هاي آدم ها به حکم انسان بودن. به حکم چشم داشتن و ديدن و گاهي هم فکر کردن. اصلا نياز به ادامه دادن ندارد. نه رمان است و نه قصه عاشقانه ي دنباله دار مجلات خانوادگي سبز و زرد و هرچه. خودتان ادامه اش بدهيد. هربار که از خيابان رد مي شويد، هر بار که تاکسي سوار مي شويد و اتوبوس، يا اصلا هيچ کدام؛پشت فرمان مي نشينيد؛ هربار که در اين شهر قدم مي زنيد و آسمان نه ديگر آبي را نگاه مي کنيد يادتان باشد در يک قدمي تان دارد اتفاق مي افتد.لحظه ها خلق مي شوند.
کاري هم نکرديد خيالي نيست، روايت کنيد؛ اصلا ببينيد فقط. به حکم بودن و چشم داشتن و ديدن.....
علي ناصري
1. به قاب رنگي تلويزيون با تمام خستگيام نگاه ميکنم و لبخند پيرمرد 67 ساله اسکاتلندي به من ميفهمانَد که 8 ماه تلاش به پايان رسيده است.
2. شايد بايد کل ماجراي فينال جام باشگاههاي اروپا را در صحنههاي آخر بازي ديد. آنجا که فرگوسن به همراه شاگردانش جشن قهرماني ميگرفتند و آورام گرانت غمگين و تنها به دور از شاگردانش بعد از گرفتن مدال به پائين آمد. اين حکايت مردي بود که شاگردان و طرفداران تيمش او ر ا هرگز به عنوان يک سرمربي قبول نداشتند و کمي آن طرفتر حکايت مردي ديگر که حتي در پنجمين ضربه پنالتي چلسي هم خود را بازنده نميدانست...
|
|